گر میخواهی برای سال جدید هدفگذاری کنی، اول به جای نوشتن فهرستی بلند از آرزوها، ۳ تا ۵ هدف واقعاً مهم را انتخاب کن. هر هدف را مشخص، قابل اندازهگیری و زمانبندیشده بنویس، دلیل شخصی پشت آن را مشخص کن و آن را به قدمهای کوچک هفتگی تبدیل کن. بیشتر افراد نه به خاطر کمبود انگیزه، بلکه به خاطر بزرگ بودن اهداف، مبهم بودن مسیر و نداشتن سیستم پیگیری، هدفهایشان را رها میکنند.
هر سال داستان تقریباً یکسانی تکرار میشود. چند روز اول سال با انگیزه بالا لیستی از هدفها مینویسیم؛ ورزش بیشتر، مطالعه بیشتر، یادگیری یک مهارت جدید یا پسانداز کردن. اما چند هفته یا چند ماه بعد، بسیاری از این هدفها به گوشهای از ذهن منتقل میشوند.
سؤال مهم این نیست که چرا هدف تعیین میکنیم؛ سؤال این است که چرا با وجود نیت خوب، ادامه دادنش سخت میشود؟ اگر این تجربه برای تو هم آشناست، احتمالاً مشکل از اراده نیست؛ بلکه از روش هدفگذاری است.
چرا بیشتر هدفهای سال جدید شکست میخورند؟
قبل از اینکه درباره روش درست هدفگذاری صحبت کنیم، باید بفهمیم چه اتفاقی میافتد. بسیاری از افراد هدف تعیین میکنند اما در واقع برای انجام رفتارهای لازم برنامهای ندارند. هدفی مثل «امسال تناسب اندام پیدا میکنم» جذاب است، اما مشخص نمیکند دقیقاً چه کاری باید انجام شود.
از نگاه روانشناسی، مغز با ابهام رابطه خوبی ندارد. وقتی مسیر مشخص نباشد، تصمیمگیری سختتر میشود و احتمال تعویق بالا میرود.
فرض کن کارمندی هستی که تصمیم گرفته زبان انگلیسی یاد بگیرد. اگر فقط همین جمله را بنویسی، هر روز باید دوباره تصمیم بگیری چه چیزی بخوانی، چه زمانی مطالعه کنی و چقدر جلو بروی. همین اصطکاک ذهنی به مرور باعث رها شدن هدف میشود.
راهحل این است که به جای تمرکز صرف بر نتیجه، روی رفتارهای مشخص و تکرارپذیر تمرکز کنی.
از آرزو تا هدف: تفاوتی که همه چیز را تغییر میدهد
خیلی از چیزهایی که ما هدف مینامیم، در واقع آرزو هستند. آرزو جهت را نشان میدهد اما هدف مسیر را مشخص میکند.
برای مثال «میخواهم کتاب بیشتری بخوانم» یک آرزو است. اما «تا پایان خرداد ۶ کتاب توسعه فردی بخوانم و هر روز ۲۰ دقیقه مطالعه کنم» یک هدف محسوب میشود.
وقتی هدف دقیق میشود، اندازهگیری پیشرفت هم امکانپذیر میشود. این موضوع اهمیت زیادی دارد چون مغز انسان به دریافت نشانههای پیشرفت واکنش مثبت نشان میدهد.
فرض کن دانشجویی هستی که میخواهد معدل بهتری بگیرد. اگر فقط روی نتیجه نهایی تمرکز کنی، احتمالاً احساس فشار زیادی خواهی داشت. اما اگر هدف را به مطالعه روزانه، حل تمرین و مرور هفتگی تبدیل کنی، کنترل بیشتری روی مسیر خواهی داشت.
چطور اهداف قابل دستیابی تعیین کنیم؟

یکی از شناختهشدهترین چارچوبها برای هدفگذاری، مدل SMART است. بر اساس این رویکرد، هدف باید:
مشخص (Specific)
قابل اندازهگیری (Measurable)
دستیافتنی (Achievable)
مرتبط (Relevant)
زمانمند (Time-bound)
باشد.
اما یک نکته مهم وجود دارد. بسیاری از افراد فقط به بخش مشخص بودن توجه میکنند و بخش دستیافتنی بودن را فراموش میکنند.
برای مثال اگر تا امروز هیچ فعالیت ورزشی نداشتهای، هدف «ورزش ۲ ساعت در روز» احتمالاً دوام زیادی نخواهد داشت. اما «سه جلسه ۳۰ دقیقهای در هفته» میتواند شروع واقعبینانهتری باشد.
پژوهشگران حوزه تغییر رفتار معتقدند موفقیت بلندمدت معمولاً از تغییرات کوچک اما پایدار شروع میشود. به همین دلیل بهتر است هدفها کمی چالشبرانگیز باشند اما غیرواقعی نباشند.
چرا باید دلیل شخصی پشت هر هدف را پیدا کنی؟
گاهی مشکل از خود هدف نیست؛ مشکل این است که هدف متعلق به ما نیست. بسیاری از هدفها تحت تأثیر شبکههای اجتماعی، فشار اطرافیان یا مقایسه با دیگران شکل میگیرند.
بر اساس نظریه خودتعیینگری در روانشناسی، انسانها زمانی پایدارتر عمل میکنند که انگیزه درونی داشته باشند.
فرض کن میخواهی وزن کم کنی. اگر دلیل تو فقط شبیه شدن به دیگران باشد، احتمالاً انگیزه ناپایداری خواهی داشت. اما اگر دلیل اصلی داشتن انرژی بیشتر، سلامت بهتر یا احساس رضایت شخصی باشد، احتمال ادامه مسیر افزایش پیدا میکند.
قبل از نوشتن هر هدف از خودت بپرس:
«چرا این هدف برای من مهم است؟»
اگر پاسخ روشنی پیدا نکنی، احتمالاً آن هدف در طول سال اولویت خود را از دست میدهد.
هدفها را به سیستم تبدیل کن، نه پروژههای بزرگ

یکی از اشتباهات رایج این است که فقط روی نتیجه تمرکز میکنیم. در حالی که نتیجه محصول سیستم است.
اگر هدفت مطالعه بیشتر است، سیستم میتواند شامل زمان ثابت مطالعه، محیط مناسب و حذف عوامل حواسپرتی باشد.
فرض کن تصمیم گرفتهای امسال ۲۴ کتاب بخوانی. تمرکز روی عدد ۲۴ ممکن است استرس ایجاد کند. اما اگر هر شب قبل از خواب ۲۰ دقیقه مطالعه کنی، سیستم در حال انجام کار خود است.
افرادی که به اهدافشان میرسند معمولاً کمتر به انگیزه وابسته هستند و بیشتر به عادتها و ساختارهای روزمره تکیه میکنند.
چگونه در طول سال پیگیر هدفها بمانیم؟

هدفگذاری فقط به ابتدای سال مربوط نیست. بخش مهمتر، بازبینی منظم است.
بهتر است هر هفته چند دقیقه برای مرور پیشرفت خود اختصاص دهی. از خودت بپرس:
* چه چیزی خوب پیش رفته؟
* چه موانعی وجود داشته؟
* هفته بعد چه تغییری لازم است؟
فرض کن قصد پسانداز داری اما دو ماه متوالی به هدفت نرسیدهای. به جای سرزنش کردن خودت، بررسی کن آیا مبلغ تعیینشده واقعبینانه بوده یا خیر.
بازبینی باعث میشود اشتباهات کوچک قبل از تبدیل شدن به شکستهای بزرگ اصلاح شوند.
چند نمونه هدفگذاری درست برای سال جدید
برای رشد فردی
مطالعه ۱۲ کتاب تا پایان سال با میانگین روزی ۲۰ دقیقه مطالعه.
برای سلامت
سه جلسه پیادهروی ۳۰ دقیقهای در هفته تا پایان شش ماه اول سال.
برای یادگیری
گذراندن یک دوره تخصصی و اجرای یک پروژه عملی تا پایان تابستان.
برای مدیریت مالی
پسانداز درصد مشخصی از درآمد ماهانه و ثبت هزینهها به صورت هفتگی.
وجه مشترک همه این مثالها مشخص بودن مسیر اجراست. وقتی بدانی دقیقاً چه کاری باید انجام دهی، احتمال موفقیت بیشتر میشود.

هدفمند زندگی کن!
لایه تصمیمگیری
اگر هنوز مطمئن نیستی چه هدفهایی برای سال جدید انتخاب کنی، بهتر است کیفیت را به کمیت ترجیح بدهی. تعداد زیاد هدفها معمولاً باعث پراکندگی انرژی میشود.
معیارهای ارزیابی هدف
* آیا این هدف واقعاً برای من مهم است؟
* آیا میتوانم پیشرفت آن را اندازهگیری کنم؟
* آیا منابع و زمان لازم را دارم؟
* آیا هدف با شرایط فعلی زندگی من سازگار است؟
* آیا میتوانم آن را به اقدامهای هفتگی تبدیل کنم؟
ریسک هایی که باید در نظر بگیری
* انتخاب هدفهای بیش از حد بزرگ
* وابستگی کامل به انگیزه
* مقایسه هدفهای خود با دیگران
* نداشتن سیستم پیگیری
* تمرکز روی نتیجه به جای رفتار
چه زمانی اقدام کنم؟
بهترین زمان برای هدفگذاری زمانی است که بتوانی بلافاصله اولین گام عملی را مشخص و اجرا کنی؛ نه زمانی که فقط احساس انگیزه داری.
نظر بلوط
خیلیها فکر میکنند مشکل اصلی در رسیدن به اهداف، کمبود انگیزه است. اما تجربه نشان میدهد انگیزه معمولاً ناپایدارتر از چیزی است که تصور میکنیم. چیزی که افراد را در مسیر نگه میدارد، داشتن هدفهای کوچک، قابل اجرا و سازگار با زندگی واقعی است. اگر هر سال فهرست بلندبالایی از هدفها مینویسی و چند ماه بعد فراموششان میکنی، شاید زمان آن رسیده باشد که به جای هدفهای بیشتر، روی هدفهای کمتر اما مهمتر تمرکز کنی.
ارسطو «آنچه انجام میدهیم، ما را میسازد. پس برتری یک عمل نیست، بلکه یک عادت است.»
این نقلقول یادآوری میکند که موفقیت نتیجه رفتارهای تکرارشونده است، نه تصمیمهای مقطعی
مهاتما گاندی «آینده به چیزی بستگی دارد که امروز انجام میدهی.»
هدفگذاری زمانی ارزش دارد که به اقدامهای روزانه تبدیل شود.
لائوتسه «سفری هزار مایلی با یک قدم آغاز میشود.»
برای شروع لازم نیست کامل باشی؛ کافی است اولین گام را برداری.
لوئیس کارول «اگر ندانید به کجا میروید، هر راهی شما را به جایی خواهد رساند.»
اهمیت داشتن جهت و هدف مشخص را به خوبی نشان میدهد.
سوالات متداول
چند هدف برای سال جدید مناسب است؟
برای بیشتر افراد، ۳ تا ۵ هدف اصلی قابل مدیریتتر و مؤثرتر از فهرستهای طولانی است.
اگر وسط سال از هدفم عقب افتادم چه کار کنم؟
به جای رها کردن کامل هدف، آن را بازبینی کن و نسخه واقعبینانهتری از برنامه را ادامه بده.
آیا نوشتن اهداف واقعاً تأثیر دارد؟
نوشتن اهداف باعث شفافیت بیشتر و پیگیری آسانتر میشود، به شرطی که همراه با برنامه عملی باشد.
هدفگذاری سالانه بهتر است یا ماهانه؟
ترکیب هر دو بهترین نتیجه را دارد؛ هدف سالانه جهت را مشخص میکند و اهداف ماهانه اجرا را آسانتر میکنند.
چطور انگیزه خود را در طول سال حفظ کنم؟
به جای اتکا به انگیزه، روی ساخت عادتها، محیط مناسب و پیگیری منظم تمرکز کن.
سوال برای شما
معمولاً بزرگترین مانع تو در رسیدن به اهداف سال جدید چیست؟
الف) هدفهایم خیلی بزرگ و مبهم هستند
ب) بعد از مدتی انگیزهام کم میشود
ج) پیگیری و مرور منظم ندارم
د) همزمان روی هدفهای زیادی تمرکز میکنم
شاید از این بلاگ ها خوشت بیاد
برنامهریزی دانشجویی روزانه؛ چطور بین درس و زندگی تعادل ایجاد کنیم؟
برنامهریزی برای افراد تنبل؛ از کجا و چطور شروع کنیم؟
برنامهریزی برای شاغلین پرمشغله؛ چطور وسط شلوغی عقب نمانیم؟

دیدگاه شما